May 2007 Archives

انتخاب تیتر نه تنها در روزنامه نگاری کاربرد دارد ، بلکه در روابط عمومی نیز کاربرد فراوانی می یابد.
با مراجعه به سازمانها و ادارت و نگاهی به تابلوهای اعلانات آنها و همچنین مشاهده ی برخی جایگاه های اینترنتی توجه به این موضوع اهمیت مضاعفی خواهد یافت.
در قسمت بالای اطلاعیه هایی که از سوی روابط عمومی ها منتشر می شود عنوان یا تیتر « اطلاعیه » انتخاب شده است که موضوع تیتر نه تنها جذابیتی را برای مخاطبان ایجاد نمی کند بلکه ممکن است به خاطر شباهت تیتر ها ب جدید با تیترهای قبلی مخاطب را از دسترسی به محتوای پیام یا اطلاعیه محروم سازد.
در حالی که می توان با بهره گیری از تکنیک تیترزنی و انتخاب واژه هایی مناسب تیتر مناسبی به جز « اطلاعیه » برای اطلاعیه انتخاب کرد و مخاطب را به متن اطلاعیه کشاند. تیتر اطلاعیه ، در واقع قلاب روابط عمومی برای کشاندن مخاطبان به محتوای اطلاعیه هاست.
بنابر این اطلاعیه هایی که برای آن تیتر مناسب انتخاب می شود با اقبال مخاطبان روبرو می شود و انتخاب نکردن تیتر مناسب برای آن و بسنده کردن به تیتر تکراری و همیشگی و غیر جذاب اطلاعیه موجب انتقال نشدن پیام اطلاعیه و مورد توجه قرار نگرفتن محتوای آن توسط مخاطبان می شود.
موضوع انتخاب تیتر به اطلاعیه محدود نمی شود و تیتر اخبار و مطالب مندرج در جایگاه اینترنتی و تالارهای گفت و گو را نیز در بر می گیرد. کوتاه و موجز بودن، توانایی ترغیب خواننده به متن اطلاعیه یا پیام یا خبر ، توانایی در تفکیک اطلاعیه ها و خبرها و پیامهای متفاوت از یکدیگر، و ... همه از جمله ویژگی هایی است که اهالی روابط عمومی و کسانی که دغدغه ی جذب مخاطب دارند باید به آن توجه داشته باشند.

چه زمانی « شنيده می شود » ؟ اين روزها در بسياری از موضوعات در رسانه های گوناگون با اين واژه روبرو می شويم : « شنيده می شود » !
اما اين واژه زمانی به عرصه ی خبر وارد می شود که خلا يا کمبود خبری وجود دارد. بديهی است هرگاه خبر نباشد شايعه رواج می يابد. حال بايد با بررسی های دقيق به اين نکته دست يافت که چه کسانی دست به ترويج شايعات می زنند.
توليد کنندگان شايعه را می توان به چند دسته تقسيم کرد :
۱- آنان که پس از بررسی موضوع به منابع موثق دست نيافته اند.
۲- آنان که به رغم دسترسی به منابع موثق، خبر و اطلاعات مورد نياز به دستشان نرسيده.
۳- آنان که به هر دليلی زحمت بررسی و يافتن خبر موثق را به خود نمی دهند.
۴- آنان که آرزوهای دست نيافته ی خود را در قالب شايعه بيان می کنند.
۵- انان که از اين روش غير اخلاقی برای تست و آزمون افکار عمومی بهره می برند.
۶- آنان که با توليد شايعه قصد فشار آوردن به منابع خبری برای بازگو کردن خبر واقعی را دارند.
و . . .
... در هر صورت وجود و رواج « شنيده می شود » و واژه هايی از اين دست نشان از ناسلامتی جريان آزاد اطلاعات در جامعه دارد.
نمونه هايی از اين ناسلامتی را در ممنوعيت ورود خبرنگاران به ستاد انتخابات وزارت کشور، ممنوعيت ورود خبرنگاری از رسانه ای خاص به وزارت کشور، گزينش خبرنگاران برای شرکت در کنفرانس مطبوعاتی توسط برخی از وزارتخانه ها و دستگاهها، ارسال گزينشی اخبار به رسانه های خاص و غير منتقد، عدم رعايت شان حرفه ی روزنامه نگاری و خبرنگاران از سوی دست اندرکاران و بعضا برخی از خبرنگارنماها و.... می توان به خوبی مشاهده کرد.
ولی به هر حال راه برون رفت از شايعات ، توجه مسئولان به ضرورت های جريان آزاد اطلاعات در جامعه ، دقت نظر خبرنگاران و فعالان عرصه های خبر و رسانه ها به مسئوليت های حرفه ای و اجتماعی خود، تعامل مناسب روابط عمومی ها و رسانه ها، پرهيز از تقويت قلم به مزدی و چاپلوس پروری در عرصه ی رسانه ها، برخوداری مسئولان از سعه ی صدر و روحيه ی نقد پذيری و پاسخگويی و اعتقاد و باور به اين است که : دانستن حق مردم است .

آقای حداد عادل رییس مجلس شورای اسلامی در مراسم گراميداشت روز جهاني ارتباطات و روابط عمومي كه در محل سالن اجلاس سران برگزار شد طی سخنانی نقل به مضمون چنین اظهار داشته اند که:
* حکمرانی بدون روابط عمومی ممکن نیست.
* هر حکومتی در کنار همه ی کار ها باید چشمی هم به اطلاع رسانی داشته باشد.
* بايد در كشور ما جايگاه ارتباطات، اطلاع‌رساني و روابط عمومي به خوبي شناخته شود.
* براي چنين امر خطيري ( روابط عمومی) بايد در كشور سرمايه‌گذاري، پژوهش و نيروي تخصصي تربيت كنيم و الا نمي‌توانيم كشور را چنانكه بايد اداره و در جهان از خود دفاع كنيم.
* هر مدير اجرايي براي هركاري كه انجام مي‌دهد بايد يك پرونده در ذهن خود در بفعد ارتباطات تبليغي و روابط عمومي باز كند و يك گروه و تيم در اين خصوص داشته باشد كه توجه به اين معنا از نظر سياسي و اقتصادي به سود حكومتها است.
* تمامي مديران بايد بدانند كه تقويت روابط عمومي در كشور به معناي هدر دادن پول نيست بلكه اگر درست هدايت شود به معناي صرفه‌جويي در هزينه‌ها است.
ما هم ضمن سپاسگزاری از ایشان که به نکات درخور توجهی اشاره کردند با توجه به همین نکاتی که مطرح شده از ایشان که رییس نهاد قانونگذاری کشور هستند می خواهیم در این موارد پیش قدم شوند و پاسخگویی عالمانه و عاملانه به این دغدغه ها را از مجلس آغاز کنند:
* با توجه به ضعف و ناکارآمدی شدید ساختار روابط عمومی در دستگاههای دولتی ، بستر قانوني ارتقاي جايگاه و توسعه ي روابط عمومي را در اين دستگاهها فراهم آورند.
* با توجه به خلاء ها و كاستيهاي نظام آموزش عالي در خصوص روابط عمومي، زمينه ي قانوني ايجاد ظرفيتهاي لازم براي تربيت نيروي تخصصي روابط عمومي را با ايجاد رشته ي مستقل روابط عمومي در دانشگاه تهران به عنوان دانشگاه مادر و در ساير دانشگاههاي مرتبط فراهم آورند.
* با ايجاد الزام قانوني براي نظام انتخاب و انتصاب مديران و آموزشهاي ضمن خدمت آنان، آگاهي و شناخت مفاهيم و نقش و جايگاه و كاركردهاي روابط عمومي را براي واگذاري مسئوليت هاي مديريتي و سرپرستي و استمرار مسئوليتهاي مزبور ، زمينه هاي عيني تحقق كلام خود را فراهم آورند.
بي ترديد التزام عملي رييس محترم مجلس شوراي اسلامي و ساير مسئولان بزرگوار به بيانات ايراد شده ي خود در همايش روز ارتباطات و روابط عمومي ، روابط عمومي در كشور ما خواهد توانست تحول اساسي وصف ناپذيري را در ارتباطات بين ملت و دولت و گشودن گره هاي ارتباطي، ايجاد نمايد.
در پايان ما هم همنوا با رييس محترم مجلس به ايشان و ديگر مسئولان ارشد كشور تاكيد مي كنيم كه:« برای چنین امر خطیری باید در کشور سرمایه گذاری ، پژوهش و نیروی تخصصی تربیت کنیم و الا نمی توانیم کشور را چنانکه باید اداره و در جهان از خود دفاع کنیم » .
و همچنین تاکید می کنیم صرفا وجود نیروهای تربیت کرده بدون اصلاح ساختار نامناسب روابط عمومی کشور نمی تواند دردی را از جامعه دوا نماید. چرا که حضور نیروهای تحصیلکرده و فرهیخته ی روابط عمومی ، در ردیفهای پایین و تصدی گری دستگاهها و مشاغل دست چندم امکان پذیر و عقلانی نیست.

مروری بر دیدگاه هایي كه اخيرا در جامعه مطرح مي شود من رو ترغیب کرد تا چند نکته در خصوص شناخت به عنوان عنصر اصلی حقیقت و چیزهایی که احیانا مانع دستیابی به شناخت می شه مطرح کنم .
پیش از اون بد نیست که اشاره کنم به این که شناخت در زندگی ما انسانها نقش بنیادی داره . نقش های زیادی رو برشمردن ازجمله اینکه شناخت ۳ نقش در زندگی ما داره:
۱- تشخیص مصداق: یعنی تشخیص موجودی که میل انسان رو ارضا کنه.
۲- نشون دادن بهترین روش و بهترین راه برای استفاده از یه مصداق یا یه وسیله شناخته شده
۳- کمک به رشد تمایلات نهفته در انسان
حالا روشهایی رو هم برای دستیابی به شناخت برمی شمرن که از جمله ی اونها این موارد هست:
۱- روش تاکید و اصرار: که مبتنی بر کلیشه های اطلاعاتیه، همه ی ما اطلاعات عمومی داریم و شناختمون هم به واسطه ی یک دیگری اتفاق افتاده که این دیگری عام هست و می تونه جمع زیادی رو تشکیل بده.
۲- روش استنادی: که به واسطه ی دیگری صورت می گیره، اما این دیگری عام نیست و خاصه . شناخت هم در این حالت یا از طریق موقعیت و یا تخصص امکان پذیره .
۳- روش شناخت به واسطه ی الهام و اشراق: کهپیش از تجربه و پیشینی هست . ادراک می کنیم بدون اونکه تجربه کرده باشیم.
۴ - روش شناخت علمی: که یه روش همگانیه و هر که مراحل روش علمی رو طی کنه باید به همون نتایجی برسه که نفر اول رسیده . به این موضوع عینیت هم می گن.
اما موضوع مهمی هم این وسط هست و اون هم اینه که که بعضی وقتها ما به دنبال شناخت هستیم اما موانعی بر سر راه شناخت ما وجود داره که نمی ذاره ما به شناخت برسیم.
اصولا تمام چیزهایی که موجب خطای حواس و اندیشه ما می شه شناخت رو متزلزل می کنه و باید اونها رو به دور بریزیم.
موانعی مختلفی رو در راه شناخت نام بردن که می تونیم به این موارد اشاره کنیم:
۱- پیروی از هواها و رذایل نفسانی: که این هواها و رذایل نفسانی کم هم نیستند مثل جهل، لجاجت، غرور، نفاق، کبر، حسادت و ....
۲- تقلید از سنت های غلط نیاکان و عادتهای فکری غلط
۳- استبداد اندیشه و تعصب
۴- سطحی نگری: نگاه سطحی و نزدیک بین مانع شناخت عمیق امور می شه.
۵- مغالطه: یکی از موانع مهم شناخت مغالطه هست و منظور اینه که گاهی در اثر مغالطه ای که دیگران در حقیقت به وجود می آرن ، سبب می شه که شخص نتونه حق رو بشناسه و امر بر او مشتبه بشه.
توضیح اینکه: هر استدلال از یه صغری و کبری تشکیل می شه و زمانه موجب آگاهی و شناخت می شه که علاوه بر رعایت شروط مدون در علم منطق، قضایای اون یقینی باشه، اما در صورتی که قضایا از مشبهات یا وهمیات تشکیل شده باشه، قیاس، برهانی بودن خودشو از دست داده و به اون مغالطه می گن.
۶- شیدایی و نفرت: یکی دیگه از مهم ترین موانع شناخت شیدایی و محبت افراطی و یا نفرت افراطی است.
محبت بیش از اندازه و شیدایی، قوای ادراکی و شناخت فرد رو مختل می کنه. وقتی فردی به شخص ، مقام، یا چیزی محبت بیش از حد داشته باشه، نمی تونه زشتی ها، کمبودها، کاستیها و مضار محبوب خودشو ببینه و بپذیره و سخن مخالفان محبوب خودشو هم نمی شنوه !
حضرت علی (ع) در همین زمینه می فرمایند: «عین المحب عمیة عن معایب المحبوب و اذنه صماء عن قبح مساویه» یعنی چشم محب از دیدن عیوب محبوب نابیناست و گوشش از زشتی بدی های او ناشنواست(الحیاة ج ۱ ص ۱۵۶)
همچنین هنگامی که فردی نسبت به فرد یا چیزی نفرت بیش از حد داشته باشه نمی تونه خوبی ها، زیبایی ها و منافع اون را ببینه و بپذیره و سخن مخالفان منفور خودشو نمی شنوه !
پس بنابر این شرط رسیدن به شناخت ، تهی کردن خودمون از شیدایی و نفرته. شیدایی و نفرت به راستی یکی از بزرگترین موانع شناخت و انتخاب انسان هست . پس بیاییم با پرهیز از تاییدهای فرمانبرانه و تکذیب های لجوجانه و دوری گزیدن از موانع درونی شناخت و آگاهی و پرهیز از موانع بیرونی شناخت، زمینه های آگاهی و پیروی آگاهانه از اون چه که از راه آگاهی به دست می آریم رو فراهم کنیم.

About this Archive

This page is an archive of entries from May 2007 listed from newest to oldest.

August 2006 is the previous archive.

August 2007 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.