June 2008 Archives

دادگستري معمولا جايگاهي است که نخستين انتظار افکار عمومي از آن عدالت ورزي است. و اين انتظار انتظار بجايي است، چرا که وجود عنصر عدالت آن هم در دستگاهي که بخواهد در اختلافات اشخاص حقيقي و حقوقي با يکديگر وارد شود و حکم صادر کند ضرورتي انکارناپذير است که عقل هم آن را تاييد مي کند.
عدالت ورزي از سوي دستگاهي که ضرورت وجودي آن استقرار عدالت است به ويژه آن گاه که خود يک سوي ماجرا واقع مي شود مي تواند تابلوي زيبايي را براي همگان به نمايش بگذارند تا بر وجود ضروري ترين عنصر دستگاه «داد» گستري اعتماد و ايمان پيدا کنند.
اما متاسفانه اين روزها شاهد بوديم که از سوي روابط عمومي دادگستري يزد جوابيه اي که براي يکي از مطبوعات محلي يزد صادر شد که اين جوابيه نمي تواند اطمينان افکار عمومي را نسبت به رعايت عدالت توسط دادگستري حد اقل در نگارش همين جوابيه جلب نمايد.
پيش از ادامه بحث عين متن خبر درج شده در نشريه بشارت نو و سپس جوابيه دادگستري به اين خبر را با هم مي خوانيم :
احضار مدير مسئول آئينه يزد به دادگاه
در پي چاپ مقاله اي با عنوان " مرد سال كيست ؟"در هفته نامه آئينه يزد ،رضا سلطان زاده مدير مسئول اين نشريه به دادگاه احضار شد .
شاكي اين پرونده رئيس كل دادگستري يزد و اعلام جرم از سوي دادستان عمومي و انقلاب اسلامي يزد به عنوان مدعي العموم صورت گرفته است . اين در حالي است كه به گفته سلطان زاده اين مقاله برگرفته از سايت خبري "عصر ايران " بوده و در روزنامه جمهوري اسلامي مورخ 15 فروردين ماه سال جاري (پيش از درج در ائينه يزد ) چاپ و منتشر شده است. در پي اين شكايت مدير مسئول آئينه يزد در شعبه اول دادسراي عمومي و انقلاب اسلامي يزد (كه شعبه اي غير تخصصي براي مطبوعات و متخصص در امور جناحي و بازپرسي پرونده هاي قتل و ... است )باز جويي و پس از تكميل پرونده باقيد كفالت آزاد شد . پرونده آئينه يزد نيز براي رسيدگي در دادگاه مطبو عات به شعبه اول دادگاه تجديد نظر استان يزد ارجاع شد .
هفته نامه بشارت نو شماره 127-29/2/87

 
 
متن جوابيه روابط عمومي دادگستري يزد
مدير مسئول هفته نامه بشارت نو شماره 867- ر-ع تاريخ 13/3/87
سلام عليكم باعنايت به درج خبري با عنوان "احضار مدير مسئول آئينه يزد به دادگاه " در هفته نامه مورخ 29/2/87 به نظر ميرسد نگارنده خبر از دانش اوليه قضايي برخور دار نبوده و فرق بين جناحي و جنايي را نمي داند و يا اينكه تصميم بر مخدوش نمودن دستگاه قضايي را داشته است كه هر كدام از آنها باشد جاي بسي تاسف است . ضمنا در خبر مذكور درج گرديده كه شاكي اين پرونده رئيس كل دادگستري يزد ميباشد كه اين مطلب نيز كذب محض بوده و قويا تكذيب مي گردد . علي ايحال براساس فرموده خداوند حكيم در آيه شريفه "اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما " با توجه به اينكه دادگستري وظايف سنگيني در جهت حل مشكلات قضايي مردم را دارد و از پرداختن به امور واهي آن نشريه در اين خصوص معذور است به مفاد همين آيه شريفه عمل نموده و اعلام مي نمايد . سلام عليكم

روابط عمومي دادگستري يزد – امضاء


گرچه افکار عمومي بدون هرگونه توضيحي اذعان دارند که جوابيه مزبور در شان دستگاهي که وظيفه اي جز «دادگستري» ندارد ، نيست ، اما بد نيست  نکاتي در اين خصوص يادآوري کنيم، باشد که ديگر شاهد تکرار چنين رويدادهاي تاسف باري آن هم از سوي دادگستري نباشيم.
در ابتدا تاکيد مي کنم درست نويسي و اصرار بر صحت، دقت و سرعت از جمله اصولي است که همواره بايد مد نظر اصحاب رسانه ها باشد و رعايت اين اصول موجب گسترش اعتماد مخاطبان به رسانه شده و رسانه را از سرمايه هاي اجتماعي برخوردار مي سازد.
از سوي ديگر هر روابط عمومي بايد به اين نکات توجه داشته باشد که روابط عمومي همانگونه مدافع عملکردهاي صحيح سازمان خويش است ، بايد مدافع حقوق اقشار مختلف مردم و مخاطبان خود نيز بوده و ضمن رعايت احترام آنان به هيچ قيمتي حاضر نشود از سوي خود يا سازمان متبوعش به حقوق آنان تعرضي صورت گيرد.
اين موضوع مهم آن گاه که به « دادگستري» مربوط مي شود اهميت مضاعف مي يابد ، چرا که « رعايت عدالت و دادگستري» جزو وظايف ذاتي اين دستگاه است و بايد خود نمونه اي بارز و مشهود و ملموس از آن باشد.
توجه داشتن به « اصل برائت» ، « عدالت ورزي»، پرهيز از « ايراد اتهام و افترا » ، پرهيز از « اهانت »، وظيفه دانستن « پاسخگويي»  و احترام به افکار عمومي و رسانه ها به عنوان نمايندگان افکار عمومي ، ارائه توضيح با متانت و گذشت از لغزش هاي غير عمد، حداقل انتظاراتي است که از « روابط عمومي دادگستري » مي توان داشت که متاسفانه در  جوابيه مورد اشاره ، کمتر اثري از آن يافت مي شود.
بي دانش خواندن يک رسانه ، به رخ کشيدن يک خطاي معمولي تايپي، سوء ظن نسبت به نيت رسانه، جاهل خواندن رسانه با استناد به آيه اي از قرآن و  واهي خواندن مطالب نشريه از جمله مواردي است که متاسفانه در يک جوابيه چند خطي روابط عمومي دادگستري نثار يک رسانه که نماينده اي از افکار عمومي است شده و جاي تاسف بسيار دارد.
البته بهره گيري از چنين ادبياتي براي پاسخگويي به رسانه ها روش هاي متقابلي را به ارمغان مي آورد که آن هم سزاوار نيست . مثلا با روش و ادبيات روابط عمومي دادگستري مي توان در پاسخ به آن جوابيه چنين گفت که : « به نظر مي رسد نگارنده جوابيه از دانش اوليه روابط عمومي و قضايي برخوردار نبوده و فرق بين جوابيه و اهانت را نمي داند و يا اينکه تصميم بر مخدوش نمودن حرمت مطبوعات را داشته است که هر کدام از آنها باشد جاي بسي تاسف است.»
به هر حال نگارنده اميدوار است جوابيه مورد اشاره مربوط به روابط عمومي دادگستري نباشد و روابط عمومي دادگستري ضمن خويشتن داري و رعايت اخلاق اسلامي و قضايي، با صدور جوابيه اي با متانت به توضيح پيرامون خبر مندرج در رسانه يا تکذيب آن بپردازد.
بي ترديد تاسي به شيوه هاي رفتاري اخلاق مدارانه از سوي دستگاه هاي اجرايي و قضايي و رسانه ها ، مي تواند به آرامش جامعه و گسترش همدلي و همکاري و نشاط در آن کمک نمايد و چه خوب است که روابط عمومي دستگاه هاي اجرايي و قضايي در راستاي عمل به وظايف حرفه اي خويش، در اين راه پيشگام باشند.

به به ! به به !

| 0 Comments

وقتی آدم به سایت برخی از سازمان ها نیگاه می کنه ، احساس عجیبی بهش دست می ده !

گاهی اوقات هم دلش گیلی ویلی می ره و اگر مواظب نباشه ممکنه یه کاری دست خودش بده !
می گین چرا ؟ الان می گم براتون !
جونم براتون بگه که :
اول و وسط و آخر سایت رو که نیگاه می اندازی می بینی همه دارن از این سازمان تشکر می کنن !
اوضاع و احوال رو به راهه و گل و بلبله ! مردم رو هم بی خیال ! هر چی می خوان بگن !
شما خودتون یه نیگاهی بکنین ببینین :
  • وزیر روابط دودی آتشی و بوقی از سازمان آتش و دود و بوق تشکر کرد.
  • استاندار ... از سازمان آتش و دود و بوق تشکر کرد
  • قدردانی رییس ... از سازمان آتش و دود و بوق
  • تشکر وزیر ... از مدیر سازمان آتش و دود و بوق
  • تشکر نماینده مردم پشت کوه قاف از سازمان آتش و دود و بوق
  • امام جمعه دارقوزآباد سفلی از سازمان آتش و دود و بوق تشکر کرد
  • سازمان آتش و دود و بوق در سطح کشور برتر شد
  • تقدیر و تشکر فرمانده نیروی انتظامی پتی آباد سفلی از سازمان آتش و دود و بوق
  • مشاور رییس جمهور در امور بوق از سازمان آتش و دود و بوق تشکر کرد
اینجاست که آدم یهو حالی به حالی می شه ! صدای به به ! به به ! از نهاد آدم در می آد !
پس خوبه توی اینجور سازمان ها ستاد رویدادهای یهوکی یه فکری برای این دسته از آدمها بکنه تا در آینده دچار رویدادهای ناگواری نباشیم.

دوست و برادر بزرگوارم جناب آقای جوانفکر که مشاور مطبوعاتی رییس جمهور محترم هستند طی یادداشتی با عنوان « من غلط می کنم که .... » در وبلاگ تازه خود (شاهد) به برداشت نادرست یک خبرنگار از سخنان دکتر داوود دانش جعفری اشاره کرده اند و در پیگیری موضوع با این سخن روبرو شده اند که : آقای جوانفکر شما که خودتان ژورنالیست هستید و می دانید که در کار ژورنالیستی اینگونه مسائل پیش می آید.
ایشان ادامه می دهند : به او گفتم : آقای محترم من غلط می کنم به این مفهومی که مد نظر شماست ژورنالیست باشم. من یک زمانی خبرنگار بودم و کار خبری را به عنوان یک فرد مسلمان به انجام می رساندم. یعنی به هیچوجه به خودم اجازه نمی دادم به دیگران نسبت دروغ بدهم و اسمش را بگذارم کار ژورنالیستی.
ایشان سپس ادامه داده اند که: مهم این نیست که او تیتر روزنامه اش را اصلاح کند یا بر رفتار نادرست خود اصرار بورزد. مهم این است که او و امثال او اگر مغرض نباشند ٬ دچار یک توهم تلخ و برداشت سوء از کار روزنامه نگاری هستند و از این رو به خود اجازه می دهند تا در حاشیه امنی که صبر و متانت و دور اندیشی دولت نهم برای رسانه ها بوجود آورده٬ به هر روش و منشی برای تخریب دولت یا هر کسی که او را رقیب خود می پندارند ٬ دست یازند و چه تلخ و دشوار است اگر هشدارها و انذارها آن را از خواب غفلت بیدار نکند!
در پاسخ به ایشان عرض کردم:
آقای جوانفکر عزیز
من رعایت صداقت را یکی از شاخص های مهم در روزنامه نگاری و به قول شما ژورنالیسم می دانم اما آیا این مهم صرفا باید توسط روزنامه نگاران رعایت شود ؟
آیا وقتی رییس جمهور محترم به اشتباه ، وام ۲ میلیونی بانکی به یک زن را که به خاطر اشکال نرم افزاری ، رقم میلیارد تومانی اعلام کردند و با تکیه بر گزارشی نادرست آن را به مافیایی ناشناخته ربط دادند ، به رییس جمهور محترم لزوم ترمیم افکار عمومی و عذرخواهی از مردم و سیستم بانکی و آن زن را یادآور شدید ؟!
باور کنیم که صداقت و درستی و پرهیز از ایراد افترا و کذب به عنوان یک ارزش مهم اگر از سوی مسئولان ارشد کشور رعایت شود آثار خوبی را در سطح جامعه شاهد خواهیم بود.
و اکنون اضافه می کنم که مردم هم می توانند این سخن را بگویند که : مهم این نیست که رییس جمهور محترم سخن نادرستش را که بر مبنای یک گزارش اشتباه و غیر کارشناسی در جمع مردم و رسانه ها مطرح فرموده اند  را اصلاح کنند یا بر رفتار نادرست خود اصرار بورزند. مهم این است که ایشان و امثال ایشان اگر مغرض نباشند (که البته نیستند) ٬ دچار یک توهم تلخ و برداشت سوء از عوامل بروز تورم هستند و از این رو به خود اجازه می دهند تا در حاشیه امنی که صبر و متانت و دور اندیشی مردم برای دولت نهم بوجود آورده اند، به هر روش و منشی برای تخریب هر کسی که به نوعی به دولت نهم انتقاد دارد ٬ دست یازند و چه تلخ و دشوار است اگر هشدارها و انذارها دولت نهم و یاورانش را از خواب غفلت بیدار نکند!

نمی دانم چرا واژه « نخستین» در جمع ارزش های خبری جامعه ما این قدر اهمیت دارد و استفاده از آن تا حدی بدون توجه به آثار آن صورت می گیرد که گاهی خبر را فاقد ارزش خبری می کند !
اینکه پس از چندین سال از بکارگیری سامانه نامه نگاری بدون کاغذ و یا سامانه های اداری مشابه در کشور و حتی در استان ، با این خبر روبرو می شویم که : « طرح سازمان الكترونيك براي نخستين بار در استان يزد در بنياد شهيد و امور ايثارگران اين استان اجرا شد.» ، موضوع جالب به نظر می رسد.
گویی موضوع سازمان الکترونیک هنوز یک موضوع بکر و تازه و دست نخورده است که حتما « به مناسبت سال نوآوری و شکوفایی» به کوشش یک سازمان، « برای نخستین بار» ، « با اجرای این طرح كليه مكاتبات اداري ، ثبت خدمات ، تماس كاركنان و عموم خانواده‌هاي شاهدوايثارگربه‌صورت الكترونيك صورت می‌گيرد.»
بی تردید اقدامات یا رویدادهایی که برای نخستین بار صورت می گیرد می تواند در زمره خبرهای دارای ارزش خبری قرار گیرد ، اما در خبر کارهایی که با تاخیر فراوان برای نخستین بار صورت می گیرد ، بهتر است به سایر ویژگی ها و ارزش های خبری توجه بیشتری صورت گیرد تا مخاطب را از اصل و متن خبر دور نسازد.