May 30, 2007
بياييد از شيدايي و نفرت دوري كنيم
مروری بر دیدگاه هایي كه اخيرا در جامعه مطرح مي شود من رو ترغیب کرد تا چند نکته در خصوص شناخت به عنوان عنصر اصلی حقیقت و چیزهایی که احیانا مانع دستیابی به شناخت می شه مطرح کنم .
پیش از اون بد نیست که اشاره کنم به این که شناخت در زندگی ما انسانها نقش بنیادی داره . نقش های زیادی رو برشمردن ازجمله اینکه شناخت ۳ نقش در زندگی ما داره:
۱- تشخیص مصداق: یعنی تشخیص موجودی که میل انسان رو ارضا کنه.
۲- نشون دادن بهترین روش و بهترین راه برای استفاده از یه مصداق یا یه وسیله شناخته شده
۳- کمک به رشد تمایلات نهفته در انسان
حالا روشهایی رو هم برای دستیابی به شناخت برمی شمرن که از جمله ی اونها این موارد هست:
۱- روش تاکید و اصرار: که مبتنی بر کلیشه های اطلاعاتیه، همه ی ما اطلاعات عمومی داریم و شناختمون هم به واسطه ی یک دیگری اتفاق افتاده که این دیگری عام هست و می تونه جمع زیادی رو تشکیل بده.
۲- روش استنادی: که به واسطه ی دیگری صورت می گیره، اما این دیگری عام نیست و خاصه . شناخت هم در این حالت یا از طریق موقعیت و یا تخصص امکان پذیره .
۳- روش شناخت به واسطه ی الهام و اشراق: کهپیش از تجربه و پیشینی هست . ادراک می کنیم بدون اونکه تجربه کرده باشیم.
۴ - روش شناخت علمی: که یه روش همگانیه و هر که مراحل روش علمی رو طی کنه باید به همون نتایجی برسه که نفر اول رسیده . به این موضوع عینیت هم می گن.
اما موضوع مهمی هم این وسط هست و اون هم اینه که که بعضی وقتها ما به دنبال شناخت هستیم اما موانعی بر سر راه شناخت ما وجود داره که نمی ذاره ما به شناخت برسیم.
اصولا تمام چیزهایی که موجب خطای حواس و اندیشه ما می شه شناخت رو متزلزل می کنه و باید اونها رو به دور بریزیم.
موانعی مختلفی رو در راه شناخت نام بردن که می تونیم به این موارد اشاره کنیم:
۱- پیروی از هواها و رذایل نفسانی: که این هواها و رذایل نفسانی کم هم نیستند مثل جهل، لجاجت، غرور، نفاق، کبر، حسادت و ....
۲- تقلید از سنت های غلط نیاکان و عادتهای فکری غلط
۳- استبداد اندیشه و تعصب
۴- سطحی نگری: نگاه سطحی و نزدیک بین مانع شناخت عمیق امور می شه.
۵- مغالطه: یکی از موانع مهم شناخت مغالطه هست و منظور اینه که گاهی در اثر مغالطه ای که دیگران در حقیقت به وجود می آرن ، سبب می شه که شخص نتونه حق رو بشناسه و امر بر او مشتبه بشه.
توضیح اینکه: هر استدلال از یه صغری و کبری تشکیل می شه و زمانه موجب آگاهی و شناخت می شه که علاوه بر رعایت شروط مدون در علم منطق، قضایای اون یقینی باشه، اما در صورتی که قضایا از مشبهات یا وهمیات تشکیل شده باشه، قیاس، برهانی بودن خودشو از دست داده و به اون مغالطه می گن.
۶- شیدایی و نفرت: یکی دیگه از مهم ترین موانع شناخت شیدایی و محبت افراطی و یا نفرت افراطی است.
محبت بیش از اندازه و شیدایی، قوای ادراکی و شناخت فرد رو مختل می کنه. وقتی فردی به شخص ، مقام، یا چیزی محبت بیش از حد داشته باشه، نمی تونه زشتی ها، کمبودها، کاستیها و مضار محبوب خودشو ببینه و بپذیره و سخن مخالفان محبوب خودشو هم نمی شنوه !
حضرت علی (ع) در همین زمینه می فرمایند: «عین المحب عمیة عن معایب المحبوب و اذنه صماء عن قبح مساویه» یعنی چشم محب از دیدن عیوب محبوب نابیناست و گوشش از زشتی بدی های او ناشنواست(الحیاة ج ۱ ص ۱۵۶)
همچنین هنگامی که فردی نسبت به فرد یا چیزی نفرت بیش از حد داشته باشه نمی تونه خوبی ها، زیبایی ها و منافع اون را ببینه و بپذیره و سخن مخالفان منفور خودشو نمی شنوه !
پس بنابر این شرط رسیدن به شناخت ، تهی کردن خودمون از شیدایی و نفرته. شیدایی و نفرت به راستی یکی از بزرگترین موانع شناخت و انتخاب انسان هست . پس بیاییم با پرهیز از تاییدهای فرمانبرانه و تکذیب های لجوجانه و دوری گزیدن از موانع درونی شناخت و آگاهی و پرهیز از موانع بیرونی شناخت، زمینه های آگاهی و پیروی آگاهانه از اون چه که از راه آگاهی به دست می آریم رو فراهم کنیم.
