به مناسبتی دوستی پرسیده بودند که با توجه به وضعیت کنونی رسانه ها در ایران چه آینده ای را برای رسانه پیش بینی می کنید؟
به طور اجمال باید بگویم : رسانه ها در جامعه ما علاوه بر این که خود دچار کاستی هایی هستند ؛ قربانی برخی کاستی های جامعه نیز هستند.
پایین بودن آستانه تحمل افراد و گروه ها و سازمان ها و حاکمیت از یک سو و خلا ها و کاستی های حقوقی و قوانین و مقررات از سوی دیگر ، چشم انداز روشنی را فراروی رسانه ها ما نشان نمی دهد.
همچنین وجود برخی از کاستی ها در جامعه نظیر تحزب ، بخش عظیمی از بار وظایف احزاب را بر دوش رسانه ها تحمیل کرده است و کمتر شاهد حیات و تداوم حیات رسانه های مستقل هستیم، لذا تداوم چنین روندی فاصله رسانه ها را با فعالیت های حرفه ای کم می کند و رسانه ها قربانی کاستی های جامعه می شوند.
وجود چنین واقعیتی در کنار سایر تنگناهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی ، همچنین موجب بالا رفتن ریسک فعالیت رسانه ای می شود به گونه ای که برخوردهای تنگ نظرانه و سیاسی خارج از عرف حقوقی موجب تعطیلی رسانه ها و نیز بیکاری نیروی کار این مجموعه های فرهنگی می شود.
برای اینکه چشم انداز روشنی در این زمینه داشته باشیم باید کاستی های موجود درون رسانه ای و برون رسانه ای شناسایی و تحلیل شود و با هم افزایی بین فعالان و صاحب نظران بخش ارتباطات اجتماعی ، طرحی نو درانداخته شود.
آغاز این تحول می تواند از اصلاحات حقوقی و سپس شکل گیری و تقویت سازمان های مردم نهاد گسترده و کارآمد و اثربخش صورت گیرد.
ارتقاء بینش، دانش و مهارت های تخصصی دست اندرکاران رسانه ها در ابعاد مختلف و همچنین ورود مجلس شورای اسلامی به موضوع برای قانونمند کردن برخوردهای تنگ نظرانه و شبه نظارتی، می تواند مسیر این تحول و دگرگونی را تسهیل و تسریع سازد.
Recently in روزنامه نگاري و رسانه Category
اما پس از چند روز اعلام شد که :
« پس از اينکه يک مارگير حرفه اي ميبدي براي به دام انداختن اين افعي خيالي به محل آمد متوجه شد اين حيوان يک ماهي بزرگ است. منصور حسيني روابط عمومي اداره محيط زيست شهرستان مهريز؛ مشخصات اين ماهي را ماهي کپور با 5 کيلو وزن و 70 سانتي مترطول عنوان کرد . گفتني است؛ شايعه وجود اين افعي در شهرستان باعث ايجاد وحشت در مردم منطقه شده بود.»دو اصل مهم در فعاليت هاي خبري « اصل صحت » و « اصل دقت » در انعکاس رويدادهاست و رعايت نکردن اين دو اصل چه بسا منجر به بروز هيجان هاي کاذب يا بحران هاي ساختگي شود، همان گونه که انعکاس خبر وجود يک افعي بزرگ در قنات دولت آباد مهريز موجب وحشت اهالي شد.
گرچه با اطلاع رساني صحيح مي توان آرامش را به جامعه بازگرداند ، اما رعايت نشدن دو اصل صحت و دقت در انعکاس خبرها ممکن است در کوتاه مدت آسيب هاي جدي به جامعه وارد سازد و افزون بر آن اعتماد مخاطبان را به رسانه ها خدشه دار ساخته و از بين ببرد.
رعايت اين دو اصل در انعکاس رويدادها چنانچه به شخصيت افراد برگردد اهميتي مضاعف مي يابد چرا که از سويي در فرهنگ غني ديني ما بر حفظ حقوق و آبروي انسان ها تاکيد زيادي شده است و از سوي ديگر کم توجهي در اين زمينه ممکن است آبروي آن فرد مورد تعرض واقع شده و به ترور شخصيت وي بيانجامد.
متاسفانه گاهي در جامعه پيرامون برخي افراد و تشکل ها با چنين رويکردهايي شبيه مقنيان مهريزي در برخورد با ماهي در قنات روبرو هستيم که عده اي بدون دانش کافي و يا از روي ترس و يا بدون رعايت اخلاق انساني از افراد و تشکل ها افعي هايي مي سازند و ممکن است تا مدتي مردم را از آن بترسانند ، اما دير يا زود با روشن شدن حقيقت مردم نسبت به آن آگاهي پيدا مي کنند و براي متهم کنندگان چيزي جز خجالت باقي نمي ماند.
امروزه گسترش فناوري هاي ارتباطي ، تعدد رسانه ها ، سايت هاي خبري و وبلاگ ها و پيدايش پديده روزنامه نگاري اجتماعي ، شرايطي را ايجاد کرده است که خبر رويدادها به سرعت منتشر مي شود و به دنبال آن شاهد بازخوردهاي اجتماعي پيرامون آن رويداد مي شويم.
شناخت صحيح ويژگي هاي جامعه و عصري که در آن به سر مي بريم، آگاهي از نقش رسانه ها و تاثيرات آنچه انتشار مي يابد ، کسب دانش و مهارت هاي لازم در استفاده درست از رسانه ها و رعايت معيارهاي اخلاقي به فعالان عرصه خبر و رسانه کمک مي کند تا اعتماد مخاطبان را که سرمايه اصلي هر رسانه است جلب نموده و در ايجاد، حفظ و گسترش پويايي، سلامت و آرامش فضاي جامعه نقش تعيين کننده اي داشته باشند.
به اين ترتيب هيچگاه ماهي ها افعي نمي شوند و واقعيت ها همان گونه که هست به آگاهي عموم مي رسد.
که مشاور مطبوعاتی رییس جمهور محترم هستند طی یادداشتی با عنوان « من غلط می کنم که .... »
در وبلاگ تازه خود (شاهد)
به برداشت نادرست یک خبرنگار از سخنان دکتر داوود دانش جعفری اشاره کرده اند و در پیگیری موضوع با این سخن روبرو شده اند که : آقای جوانفکر شما که خودتان ژورنالیست هستید و می دانید که در کار ژورنالیستی اینگونه مسائل پیش می آید.ایشان ادامه می دهند : به او گفتم : آقای محترم من غلط می کنم به این مفهومی که مد نظر شماست ژورنالیست باشم. من یک زمانی خبرنگار بودم و کار خبری را به عنوان یک فرد مسلمان به انجام می رساندم. یعنی به هیچوجه به خودم اجازه نمی دادم به دیگران نسبت دروغ بدهم و اسمش را بگذارم کار ژورنالیستی.
ایشان سپس ادامه داده اند که: مهم این نیست که او تیتر روزنامه اش را اصلاح کند یا بر رفتار نادرست خود اصرار بورزد. مهم این است که او و امثال او اگر مغرض نباشند ٬ دچار یک توهم تلخ و برداشت سوء از کار روزنامه نگاری هستند و از این رو به خود اجازه می دهند تا در حاشیه امنی که صبر و متانت و دور اندیشی دولت نهم برای رسانه ها بوجود آورده٬ به هر روش و منشی برای تخریب دولت یا هر کسی که او را رقیب خود می پندارند ٬ دست یازند و چه تلخ و دشوار است اگر هشدارها و انذارها آن را از خواب غفلت بیدار نکند!
در پاسخ به ایشان عرض کردم:
آقای جوانفکر عزیز
من رعایت صداقت را یکی از شاخص های مهم در روزنامه نگاری و به قول شما ژورنالیسم می دانم اما آیا این مهم صرفا باید توسط روزنامه نگاران رعایت شود ؟
آیا وقتی رییس جمهور محترم به اشتباه ، وام ۲ میلیونی بانکی به یک زن را که به خاطر اشکال نرم افزاری ، رقم میلیارد تومانی اعلام کردند و با تکیه بر گزارشی نادرست آن را به مافیایی ناشناخته ربط دادند ، به رییس جمهور محترم لزوم ترمیم افکار عمومی و عذرخواهی از مردم و سیستم بانکی و آن زن را یادآور شدید ؟!
باور کنیم که صداقت و درستی و پرهیز از ایراد افترا و کذب به عنوان یک ارزش مهم اگر از سوی مسئولان ارشد کشور رعایت شود آثار خوبی را در سطح جامعه شاهد خواهیم بود.
و اکنون اضافه می کنم که مردم هم می توانند این سخن را بگویند که : مهم این نیست که رییس جمهور محترم سخن نادرستش را که بر مبنای یک گزارش اشتباه و غیر کارشناسی در جمع مردم و رسانه ها مطرح فرموده اند را اصلاح کنند یا بر رفتار نادرست خود اصرار بورزند. مهم این است که ایشان و امثال ایشان اگر مغرض نباشند (که البته نیستند) ٬ دچار یک توهم تلخ و برداشت سوء از عوامل بروز تورم هستند و از این رو به خود اجازه می دهند تا در حاشیه امنی که صبر و متانت و دور اندیشی مردم برای دولت نهم بوجود آورده اند، به هر روش و منشی برای تخریب هر کسی که به نوعی به دولت نهم انتقاد دارد ٬ دست یازند و چه تلخ و دشوار است اگر هشدارها و انذارها دولت نهم و یاورانش را از خواب غفلت بیدار نکند!
نمی دانم چرا واژه « نخستین» در جمع ارزش های خبری جامعه ما این قدر اهمیت دارد و استفاده از آن تا حدی بدون توجه به آثار آن صورت می گیرد که گاهی خبر را فاقد ارزش خبری می کند !
اینکه پس از چندین سال از بکارگیری سامانه نامه نگاری بدون کاغذ و یا سامانه های اداری مشابه در کشور و حتی در استان ، با این خبر روبرو می شویم که : « طرح سازمان الكترونيك براي نخستين بار در استان يزد در بنياد شهيد و امور ايثارگران اين استان اجرا شد.» ، موضوع جالب به نظر می رسد.
گویی موضوع سازمان الکترونیک هنوز یک موضوع بکر و تازه و دست نخورده است که حتما « به مناسبت سال نوآوری و شکوفایی» به کوشش یک سازمان، « برای نخستین بار» ، « با اجرای این طرح كليه مكاتبات اداري ، ثبت خدمات ، تماس كاركنان و عموم خانوادههاي شاهدوايثارگربهصورت الكترونيك صورت میگيرد.»
بی تردید اقدامات یا رویدادهایی که برای نخستین بار صورت می گیرد می تواند در زمره خبرهای دارای ارزش خبری قرار گیرد ، اما در خبر کارهایی که با تاخیر فراوان برای نخستین بار صورت می گیرد ، بهتر است به سایر ویژگی ها و ارزش های خبری توجه بیشتری صورت گیرد تا مخاطب را از اصل و متن خبر دور نسازد.
دولت نهم در روزهای پایانی سال 1386 در نشست مورخ 26/12/86 هیئت دولت، دستگاههاي اجرايي را موظف كرد در سال 1387 نشريات تخصصي خود را در قالب يك نشريه ساماندهي نموده و حتيالامكان به صورت الكترونيكي منتشر كنند.
این تصمیم در راستاي اجراي احكام قانون برنامه چهارم توسعه كشور و به منظور ايجاد انضباط مالي و مديريت كارآمد در بودجه، ارتقای بهرهوري و صرفهجويي، استفاده بهينه از منابع، كاهش تصديهاي دولت و واگذاري امور به بخشهاي غيردولتي در بند17 ضوابط اجرايي بودجه 87 اتخاذ شده است .
در این که دستگاه های اجرایی باید به سمت بهره مندی بیشتر از ابزارهای نو و جدید ارتباطاتی پیش بروند شکی نیست ، اما تعطیل کردن و حذف روش های ارتباطی گذشته پیش از استقرار و نهادینه شدن یک روش ارتباطی نو شاید به نظر کار عاقلانه و عالمانه ای محسوب نشود.
همان گونه که با گسترش اینترنت در جامعه شاهد رواج پایگاه های اطلاع رسانی و خبرگزاری های اینترنتی هستیم ، با این وجود هیچگاه حذف مطبوعات با این بهانه که رسانه ی جدید پای به میدان گذاشته است روشی معقول به نظر نمی رسد.
بنابر این تا زمانی که استفاده و بهره برداری از رسانه های نو و جایگاه های اطلاع رسانی مجازی و مجله های اینترنتی در جامعه به صورت نهادینه در نیامده، باید نشریه های موجود پا به پای نشریه های اینترنتی و با لحاظ نمودن ترویج شیوه های ارتباطی نو منتشر شوند.
بدیهی است صرف هزینه هایی که برای توسعه ی اطلاع رسانی در جامعه و دستگاه های اجرایی صورت می گیرد نه تنها مصداقی از اسراف نیست ، بلکه این نوع هزینه ها که منجر به رشد و توسعه ی آگاهی ها می شود نوعی از سرمایه گذاری است که آثار درازمدت آن بر پیکره فرهنگ جامعه غیر قابل انکار است.
در اینجا به مسئولان دستگاه های اجرایی توصیه می کنیم صرفه جویی و جلوگیری از اسراف را از نقاط دیگری آغاز کنند و هماره و بدون وقفه ، قدردان فعالیت های فرهنگی و آگاهی بخش باشند.